تبلیغات

الکی خوشی؟؟؟بیا تو..بیا تو..خودت بیا تو...


الکی خوشی؟؟؟بیا تو..بیا تو..خودت بیا تو...


اطلاعات موثق
شنبه 10 تیر 1385

با صلوات بر محمد و آل محمد

طبق آخرین آمار رسیده

صالح و جفر و بابای صالح در حال رفتن بودن که یهو بابای صالح به جفر میگه :

راستی آقا جفر ؟ چه رشته ای میخونی ؟؟

دیگه اونا که باید بفهمن , میفهمن

مردین که نظر نمیدین؟؟؟




نوشته شده توسط هانی مشنگ در شنبه 10 تیر 1385 و ساعت 01:07 ق.ظ


انهدام جعفر از کمبود روو
پنجشنبه 8 تیر 1385

۱  نت ندارم باید زود برم

۲  این حاج اقا که اول میاد بخونین چی میگه

۳ بنی ؟؟ بابا با مزه :< سس مهنام :< قشنگ

۴ روی جعفر و کم کردم

زت زاد :<




نوشته شده توسط هانی مشنگ در پنجشنبه 8 تیر 1385 و ساعت 08:06 ق.ظ

شنبه 3 تیر 1385

سلام خمدت برو بچز وبلاگ...امروز اومد باهاتون حرف بزنم یه کم حال این بچه گرده ای رو بگیریم...و البته حال چند نفر دیگه که زیادی حرف زدن ...اما قبل از هر چیزی من می خوام دلایل اینکه می گم هانیه از لحاظ عقلی ای کیوش در حد مرغرو طبق نوشته های خودش نشون بدم...ما سوتی می گیریم داداش ..دنبال مستنداتیم نه اینکه بریم پول بدیم رفیق جمع کنیم واسه خودمون......

اول متن پایین رو بخونین بعد به ترتیب از بالا به پایین این سوتی هارو توش بگیرین

۱.هانیه ی عزیز مشنگ تو معمولا انگشتت از خستگی پاره می شه؟؟؟؟؟؟؟معمولا همه دستشون خسته می شه ...یا تو غیر انسانی یا منظورت چیز دیگه ای بوده نه انگشتت

۲.کسی می تونه معنی >>تست هش انحراف<<< رو به من بگه ..ما که هر چی فکر کردیم نفهمیدیم این تست چه جور تستیه که هم تست هوش هم انحراف

۳.دیوار چین از لحاظ طولی بلنده نه ارتفاعی...در صورتی که مغز مرغ تو نمی کشه که این جور چیزهارو به چیزایی تشبیه می کنن که از لحاظ ارتفاعی بلند باشه

حالا بریم سر کل کل خودمون...هانیه می خواد یه کاری بکنه که از من فقط نقطه ف جعفر باقی بمونه..اینجا من تسلیمم هانیه جون ..چون اگه من ۱۰-۱۲ تا کارگر افغانی بزارم ۳-۴ روز مدام بیل بزنن هی از تو کم کنن بازم با این تپلی بیش از حدت به اندازه یه بار اسکانیا گوشت و چربی می مونه ازت....ضمنا خیلی رو نوشیبن حساب نکن چون ممکنه بیاد کلتو بکنه...حالا خود دانی

راجع به مالکیت وبم باید بگم داداش ما اینجارو قولنامه ای خریدیم شما باور نکنین حرفای هانیه رو..اصلا من چرا بگم..بابا این برادر بسیجیی که می اد بالا الان شرکت مایکرو سافت رو اسمش قسم می خوره..بابا کلی اسمش مرلینه...کلاس داره...شما حرفه هانیه رو باور می کنین حرفه اینو باور نمی کنین...این اگه مغز درستو حسابی داشت که نمی رفت اون پیش دبستانی...اصلا روش حساب نکنین بابا....

ضمنا بنی از طرف منه خیلی روش حساب نکن بابا جان

حالا بریم سر نظرات

هانی جون زیاد خوشحال نشو از نظرات...شهاب که گفته می ام نگفته کی اینجا کل اون یکی رو خوابونده.....محمدم تورو با تهمینه اشتباه گرفته..داش محمد خواستی نظر بدی اول کامل وبو بخون بعد نظر بده که بعضیا باورشون نشه از خودشون....صالحم که نظر داده باید بگم من اینجا چیزی ندیدم که روم کم  بشه...فقط یه مشت سوتی گرفتم که باز روی هانیه کم بشه....

راجع به امیر لئو یا همون غلام من باید اینجا یه توضیح زیادیو بدم که همه بفهمین این چه جوریه بعد سوتیاشو بگیرم

غلام معروف به لئو بچه ی ته قوچان...بخاطر نوع مدل موش ملقب به شورلت...ادم به این احمقی دیدی تو عمرت ندیدی.....به غلام گفتن خوب غلام جون چرا درس نمی خونی یه جمله ی قصاری گفته که تمام مبانی فلسفه و جامعه شناسی رو برده زیر سوال::غلام ۱۹ سالشه)

گفته::::::::::::::::::::::::درسو همیشه می شه خوند اما الان باید کار کرد:::::::::::::::::::::::::

اخه ادمی که انقدر از لحاظ مغزی ضعیف باشه دیگه بحثی هست راجعه بهش...همیشه هم ادعای تمام علوم مخصوصا تخصص در علوم مذهبی رو می کنه....

نظریه ی جالب غلام در موجودیت انسان:::مو خودم حضرت محمدم..همه ی انسانها  از یه روح نشات می گیرن ..یه روح بیشتر وجود نداره تو دنیا ... پس مو خودم حضرت محمدم

نظریه کامپیوتریش::::ای دیشو هک کرده بودن به اسم atrars بعد رفته بود یه ای دی ساخته بود atrars_idem_blog_shode که البته اصلا هم منظورش block نبوده

نظریات خفن بودنش::::همیشه ادعا داره از دخترا خوشش نمی اد ولی همیشه نمی دونم چرا دنبال ناز گل و عسله.....

نظریات کتابیش::::در کل عمرش یه کتاب خونده با هر کسی بحث می کنه می گه تو برو این کتابو بخون:::جدی همیشه اسم یک کتابو می اره

صاشم که دیگه شهره ی ام و خاص هستش و همه می دونن که صدای امیر چقدر زیباست ..اصلا بحثی نمی کنم ..فقط می تونین صدای داریوشو با جلال همتی و سوزان روشنو حسن خر صا قاطی کنین بعد بدین براتون از تو شیژور صحبت کنن ..بعر به صورت هوادار ضبطش کنیین میشه صدای غلام

ضمنا یه نمونه ازشعور این ادمو نشون می دم در قسمت نظرات متن پایین و نظر امیر همونطور که می بینین من باید برم به اساطیر چایی بدم و نه اساتید..من از فردا می خوام برم به سیمرغو ققنوس و رستمو اینا چایی بدم...ادمی که فرق اساطیرو استید رو نمی دونه بهتر هیچی نگه اقا جان

خوب دوستان متن رو به پایان می بریم ..در متن بعدی به جای کل کل یهع متن عادی می نویسم حالشو ببرین

و جمله ی اخر متن

می دونی چرا دلمو روبود؟؟؟؟   

موهاشو گوگوشی کرده بود




نوشته شده توسط ابپت در شنبه 3 تیر 1385 و ساعت 05:06 ق.ظ


رو کم کنی(ه.گ)
جمعه 2 تیر 1385

سلام.

آقا بحث کل کل و رو کم کنی شد اگه شده در رو روز سه وعده به میزان همون 3 وعده که مسواک میزنم (صبح.ظهر.عصر) مییام اینجا مطلب میذارم.باز شیطونه میگه یه کاری بکنم که از جعفر فقط نقطه ف باقی بمونه اونم تازه خیلی محو آخه جوونه هنوز آرزو داره بذار یه چیزی ازش باقی بمونه فقط میدونم اگه این کاررو بکنم دعای خیلی ها پشت سرم هست از جمله نوشین عزیزم .بله اقا جفری

اهم اهم:پس چی داداش من.ما رو دست کم گرفتی؟کی؟تو؟جون ما هم تو خودت؟؟؟؟

شرمنده ولی هنوز خیلی زوده واست کوچولو.بیا بغله عمو .شکلات میخوای؟؟؟نمیدم بهت مگه بچه هر چی خواست میذارن جلوش؟؟؟؟

در ضمن تو فکرت منحرف میزنه داداش من .ما چی کار کنیم .من هیچ حرف زشت و رکیکی نزدم منظور من از ... انگشت بود و  اون ...رو  از دستی خودم گذاشتم محض شوخی شهرستانی با ملت و یک تست هوش انحراف که میتونم بگم تو اولین نفر شدی و از تست انحراف سر بلند اومدی بیرون.همگی به افتخار جفری یه کف مرتب !!!!!! جعفر جون عزیزم اصلا فکر نکن اسکل شدی عزیزم. نه.!! Smiley

خوب بریم سر بحث دیگه.تو نمیتونی بین من و بنی رو بهم بریزی بین دو تا شیر پاک خورده.البته گاهی هم میهن خوردیم .من و بنی مثل 2 خواهر و برادر دینی هستیم ورابطه مستحکمی و بلندی همچون دیوار چین داریم .پس هیچکس نمیتونه این رابطه ما رو به راحتی بهم بزنه

. 

درضمن طبق مدارک موجود مالکیت 100% وب مشخص شده که مال بنده است از اونجایی که اولین تاپیک معرفی نامه خودم و هدف از تاسیس اینجا نوشته شده.(تو عمرم اینقدر کتابی حرف نزده بودم

).

راستی جعفر خان تمام کسانی که نظر میدن دوستای صمیمی و با معرفت من هستن شیدا جون.شهاب.دختر عمه های شهاب.اصلا تمام فامیل شهاب جون و اینها به دلیل پارتی بزرگشون تو وب که من هستم مجازن هر کاری دوست دارن بکنن .خوب دیگه باز خیلی خسته شدم همین جا با یه متن پشت کامیونی دیگه مطلب رو تموم میکنم .نظر یادتون نره

.

دانی که چرا راز نهان با تو نگفتم 

                                  طوطی صفتی طاقت اسرار نداری




نوشته شده توسط هانی مشنگ در جمعه 2 تیر 1385 و ساعت 04:06 ق.ظ

رو کم کنی(م.ا)
پنجشنبه 1 تیر 1385

    باز به این هانیه رو دادیم اومد تو وبلاگ ما چیزی نوشت......بنی جون بابا ۱۰۰ بار بهت گفتم یوزر و پسورد این وبلاگو دست هر کسی نده بابا مردم جنبه ندارن می ان اینجا چیزی می نویسن.اخطار می کنم اگه دوباره بیاین اینجا چیزی بنویسین دیگه نه من نه دشمن.....انجا که مثل دفتر مشق مهد کودکت نیست که می ای خط خطیش می کنی هانی جون...اینجا یه وبلاگ کاملا تخصصیه ..صاحبش هم معلومه...شک هم داری از همین برادر بسیجی و متعهد و مقید به بیت رهبری که اول وب می اد بالا بپرس......می بینی که اونم می گه وب لاگ ماله مهندس امین(یعنی اینجانب)هست ..

خوب من دوبااره اومدم...تشویق نکنین..اول که باید بگم که دارم گند می زنم به همه ی امتحانا...همین بس که بگم اونی رو که فر می کردم ۱۹.۵ می شم شدم ۱۳.۵ ..حالا فکر کنین اونایی که فکر می کردم ۱۳.۵ می شمو چند می شم...اما به  خودم قول دادم که حتما دکترامو بگیرم..پیشاپیشم یه عکس از مراسم فارغ التحصیلیم می زارم که حالشو ببرین

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>Smiley<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<

حالا برسیم به بحثمون که همانا بد دهنی این هانیه است.....همونطور که می تونین توی مطلب پایین خط اول ببینین هانیه جون خط اولش یه حرف بی ادبی زده بود که من مجبور شدم ویرایشش کنم و .... نقطه بزارم...حالا واقعا می خوام بپرسم هانیه جان واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟چرا تو اینقدر بد دهنی ..نمی گی از اینجا زنو بچه ی مردم رد می شه...واقعا من که شرمنده شدم وقتی اون حرفو دیدم..خدا می دونه که من چقدر سریع رفتم به جاش ... گذاشتم که کسی نبینه ...اخه تو چرا اینجوری هستی.. که.خدا وکیلی نمی دونم تو به کی رفتی.....شاعر از قبل می فرماید که

پسر نوح با بدان بنشست ......................خاندان نبوتش گم شد

حالا تو که دوست بدم نداری که اخه..تازه اون پسر نوح بوده تو که دختر گرده ای هستی تو چرا اینجوری هستی اخه؟؟؟تو که دوستای جواهر کلامی مثل تهمینه داری ...تهمینه ای که اصلا از دهنش دو و گوهر می ریزه...من واقعا ناراحت می شم..تا وقتی که می رفتی دبیرستان باز یه توضیحی بود ..می گفتیم مدرست ته اب و برقه بر و بچ چار چشمه باهات هم دهنن...اما حالا که هزار ماشالاه مدرستو تموم کردی رفتی پیش دبستانی اونم توی احمد اباد...دیگه الان چه مرگته اخه؟؟خلاصه من اگه به جای تو بودم می رفتم می مردم حالا تو دیگه خود دانیSmiley

ضمنا طی ارتباطاتی که ما با دوستان داشتیم تونستیم یه فقره عکس از تهمینه قبل از رزم با مهدی حسینی گیر بیاریم که دیگه           >>>>>>>>>>>>>>Smiley<<<<<<<<<<<<<<<

ضمنا با اینکه این بنی خیلی بد دهنه و به منم فحش داده تو نظرات اما فقط واسه ایکه قدرت و صلابت و مردونی و رفاقت پسرا رو نشون بدم باید اینجا یه دفاعی بکنم از بنی جون تا همون ... هانیه علاوه بر اون لفظ بی ادبی خودش دچار سوختگی نیز بشه...من به بنی بعد از خوندن این مطلب زنگ زدم و بنی گفت اصلا دیدمشون حال کردم جوابشونو ندم ..اصلا در سطح این حرفا نیستن که من بخوام برگردم نگاشون کنم....اصلا مال این حرفا نیستن بابا ...بکن بینیم ..گشمو کثافت ..خفه شو...بی ادب.............(چه قدر رو به هم زنی حال می ده جاااان).....................................باید اینجا بگم که بنی جون اگه مارو بیمه ی بدنه می کنی از لحاظ تهمینه ما هم طرف توییم ...منم همینارو می گم منتها ااروم در حد اینکه خودت بشنوی....خلاصه هر جور پایه ای بزنیم حالشونو بگیریم اساسی ...اصلا حال کردی دیگه نزاریم هانیه بیاد اینجا اره؟؟؟؟می خوا ی بدم تو دانشجو هووووش کنن...اصلا می خوای شماره موبایلشو بدم مهدی حسینی؟؟؟(پاچه هات تمیز شد بنی جون؟؟؟؟)

حالا برسیم به نظرات...اول ار تهمینه(جون) تشکر می کنم که اومده نظر داده باید بگم تهمینه جان از مادر که زاده نشده اما اگر احتمالا یه هویی از دستشم در رفته باشه و زاییده شده باشه با دیدنه تو دوباره سعی می کنه به همون شکل اولیش که همانا شیر موز برگرده

از شیدا خانومم(با اینکه نمی دونم کی هستن) تشکر می کنم بخاطر نظر ..درسته هانیه کاملا اخرشه منتها چند تا برگه اخرش کنده شده نمی فهمین که اخرش چی شد؟؟؟؟

از دختر عمه های شهاب هم خواهش می کنم رعایت شئونات اسلامی رو هم بکنن ..اینجا فقط در حد دست دادنه جلو تر از اون حرامه....

به عنوان اخرین سطور این ارسال هم می خوام بگم بابا به مطالب ما هم نظر بدین ...اینقدر به مطالب این هانیه نظر ندین مال من بهتره.....اینقدر زن ذلیل نباشین بیاین اینجا نظر بدین......بابا بیاین اینور نظر بدینن....

اما

اگه نظر دادین پس فردا نیاین بگین ما نظر دادیم پول بده..چه می دونم ما نظر دادیم بده ما هم بنویسیم...ما نظرمونو بزار بالا...درجش کن توی وب...اصلا گم شین بابا نمی خوام نظر بدینSmileySmiley

ما هم این اخر وب یه دونه ی نویسیم حال کنین

به چشمانت بیاموز که هر کس ارزش دیدن ندارد




نوشته شده توسط ابپت در پنجشنبه 1 تیر 1385 و ساعت 04:06 ق.ظ

نداره
چهارشنبه 31 خرداد 1385

salam

in matlabo english type mikonam chon on mogheyi .......pare shod farsi neveshtam bad yehoo sysam restart shod )):dige ham hosele nadaram farsi type konam .aval az hame az shahab joon vaghan mamnonam ke bishtar az shoma nale ha dare nazar mide badesham inke shahab ma cofi mon ro jam kardan vagarna ke in web ro nemizadim chon cofi dige nadarim miaim inja ):badesham alan bache ha chon ghame dorie hamo nemitonan tahamol konan  o az ghame dorie cn narahatan nemitonan nazar bedan mehdi hoseini bemire baratoon .khob dige az fardi begim ke yani vaghan bayad behesh khaste nabashid goft baba ei vala to recorde iQ va binayi ro gerefti azizam hamoon kasi ke avale web omad zad mesle sago o anvae ahshame baghe vahshe bolvar vakil abad tosh matlab berizim hala omade bade gharni ye nazar ham nemishe goft akhe ye fosh neveshte jatoon khali dogholo gozashte vaghan badesham rafte hala ina aslan migim sag khor ) chand bar to khiaboon dar home sajad va daneshjooo dide shode ama hich kao nadide mane maflok az kenaresh daghighan kenaresh ba mashin rad shodam sedash zadam harchi mamanam behesh goftam bogh zad aslan engar na engar ko goshe shenava o cheshme bina man nemidonam on einako vase chi mizane akhe dadashe man ab havij ziad bokhor jane madaret .hala in ke hichi tahmine to sajad didash on abar ghodrat on osveye ghodrat o zoro bazo kasi ke az dor hame jelo pash boland mishan behesh migan rokhsat pahlevoon in tahmine ro nadide in khaste az jange ba mehdi hoseiiniiiiii albate vase sajad ke tahmine ro nadide ozresh movajahe ye jorayi chon sajad bode o chesho chalesh...........noch noch bar dele siahe sheitoon laanat tobe kon zod bash darbhaye esteghfae khoda hamishe bar roye to goshode astO:-) bale dige inam az in .khob dige ham chizi nadaram ke begam az jafar ham chand rozi hast khabari nist baz dare che kari mikone o saresh koja bande ke azash khabari nist dige kojae allaho alam hale konin emroz ye pa dabir binesh shodam vasatoon .khob tebghe mamol dige khaste shodam haminja tamomesh mikonam faghat ino bedonin ke azi in be baad mikham akhare text ha faghat matlabaye poshte kamioni biam say konid shagerdaye khobi bashid o khob yad begirid . kazar bedin bye ta hi .

به حرمت اشک مادر توبه کردم

))




نوشته شده توسط هانی مشنگ در چهارشنبه 31 خرداد 1385 و ساعت 08:06 ق.ظ

جمعه 26 خرداد 1385

سلام دوستان.خوفین؟حالتان چوجوره؟؟خوبین؟؟دیگه چه طورین؟؟؟از این حرفا گذشته دیگه چطورین؟؟؟ ه ه ه اعصابتون و خووورد کردم نه؟ولی دیگه چطورین؟؟؟(((: (خیلی خوب دیگه بسه گندش و در آوردم )

خوب بچه ها ممنون که بعضیهاتون حال میدین و نظر میدین و از بقیه هم که از بر و بکس کافی نت نیستن ولی نظر میدن خیلی خیلی ممنون دمتون گرم حال دادین.از شهاب عزیزم هم تشکر میکنم مرسی شهاب جونم لطف کردی.

خوب از اینها گذشته دست جعفر درد نکنه ضربدر زده یه تغییراتی انجام داده تو وب میبینم که کم کم هم داره چایی نخورده بسر خاله میشه و مفتی مفتی وب و به اسمش میزنه .)

نه داداش من از این خبرا نیست ممنون جفری از متنی که نوشتی ولی کار را که کرد انکه شروع کرد و تمام کرد )).در ضمن بهت بگم خودت و خسته نکن عمرا اگه ما رو بکشی بهت نمیگیم مهندس امین اگر هم نوشین مشکل داشت من خودم باهاش حل میکنم .آخه تو جعفر شهرستانی مایی ما همه دوست داریم جفری دریچه ی قلبمان بو سوی تو گشوده رفته ورود ممنوع هم ندره ((:.

از این به بعد تو جمعمون یکی از دوستان که القاب زیادی هم داشت این سعادت رو بیدا کرد که از طریق من به یک لقب روحانی و عرفانی جدید دست بیدا کنه این شخصیت شاخصهمون :امیرو .لئو.اترس.غلام و.......است و این شما و اینم :

وروجک آقای نجار(استاد ادر) ) .جدیدن به خاطر لحن جدید و صدای زیبا و دلنشینش همه بهبش میگین وروجک .صالح هم که مای لاوه موی هیچکس نبینم روش اسم بزره فقط اگه خواستن بهش بگن صالی ((((:.

همین دیگه حوصله ندارم برین دنبال زندگیتون الافا قربوستون بابای ی ی.

بیمه ننم

 




نوشته شده توسط هانی مشنگ در جمعه 26 خرداد 1385 و ساعت 03:06 ق.ظ

مهندس امین تون اومد
شنبه 20 خرداد 1385

       ترو خدا بفرمایین..بلند نشین از جاتون...بابا خیلی مخلصیم...به جان تو اگه بزارم....بلند نشین بابا....یه مهندس مملکت که این همه احترام نداره(شایدم داره)

خوب بالاخره بعد از سالها دوری و انتظار مهندس امینتون اومد....می دونم که خیلی خوشحالین اما لازم نیست مونیترو بکوبین تو دیوار یا با کله از روی ساختمونتون بپرین پایین فقط اگه یه نظری بدین می فهمم که واقعا از دیدنم خوشحال شدین

اول بگم که اگه می بینین ۴ تا چیز باحال می زاریم تو این وبلاگ همش مال خودمه این هانیه ی دزد همشو برمی داره به اسم خودش می زنه ما هم تصمیم گرفتیم از این به بعدبا اسم شخص شخیص خودمون اینجا چیزی بنویسیم که احیانا یه وقت دزدی هنری نشه...از این چیزایی که به وبم اضافه شده باید بگم بازم خودم همشو اضافه کردم و هانیه عمرا تو مخیلشم از اینجور چیی نمی گنجه ..اصلا حتی روش حسابم نکینین که یه روزی هانیه بتونه حتی بره تو فسمت ویرایش قالب چه برسه که بخواد چیزی هم اضافه کنه

خوب به اندازه ی کافی واسه خودم کلاس گذاشتم....حالا برسیم به موضوعات اصلی

اولین موضوع ایننه که دیگه اسم من جعفر نیست بلکه از این به بعد به خاطر اینکه نوشین خانومیم بهم گفته مهندس باید بهم بگین مهندس امین....هر کسی هم که بهم بگه جعفر به اشد مجازات که همانا سوجه شدن(به دلیل نداشتن اون حرف کذایی روی کی بردم به جاش نوشتم ج) مادام العمر در این وبلاگ هست می رسه...حالا می خوام ببینم کی جرات می کنه به ما بگه جعفر....

     بد نیست یادی هم از مفقود الجسدان این وبلاگ که همانا هانیه و بنیامین هستن بکینم...مرحوم تهمینه ی دلاور در جنگ سختی که با مهدی حسینی داشت بدرود حیات گفتن..شاهدین صحنه گفتن که دقیقا رزم رستم و سهراب رو می شده تداعی کرد ...فقط با این تفاوت که چون تهمینه خیلی پایبند محرم نا محرم بوده(هووو دارم بالا می ارم) کار به تماس بدنی نکشیده و به همون حرفای لفظی تموم شده..برای این که صحنه ی رزم رو بتونین در ذهنتون تداعی کنین چند خطی از دعوا رو می نویسم

تهمینه:برو یره گه ی ....اندام ی زاقارت چاچوله ....

مهدی:بیشین بینیم تا ندادم بچه های باشگاهمون بزننتون

    اینجا بوده که در یه حرکت انفجاری تهمینه شمشیرشو می کشه می زنه تو قلب مهدی حسینی ...بعد همینجور که مهدی حسینی داشته می مرده تهمینه استین مهدی رو می زنه بالا که گازش بگیره که می بینه ای دل غافل.......بابا اینکه همون بوده که اوندفعه بهش شماره داده (چون اوندفعه رو موتور نشسته بوده کاسکت داشته ندیدش عوضش اوندفعه از عجله که مهدی  به تهمینه شماره بده با رکابی اومده بوده) و زیبایی عمل اینه که مهدی رو از عضله ی پشت بازوش می شناسه....خلاصه تهمینه هم که قاطیه یه دفعگی رزم رستم و سهرابو با پطروس قهرمانو چوپان دروغگو و یوگی و دوستان و شیرینو فرهاد قاطی می کنه خلاصه می زنه دنگی خودشو ی کشه

    هنوز اطلاع دقیقی در دسترس نیست اما مثل اینکه زیاد خوشو نکشتونده بوده و گرنه تا الان مرده بود دیگه

    از بنیامین هم خبری نیست فقط می دونم که یکی از قوماشون از مکه اومدن مرخصی گرفته رفته تهران پی کثافت کاری

    خود منم که درگیر امتحانای پایان ترم دانشگاهمو گیر کردیم بهشون...خدایی اگه می دونستم دانشگاه اینقدر سخته اصلا نمی رفتیم..اونم چی؟؟دانشگاه سراسری(باز کلاس گذاستم هوووو دستشویی کجاست)

   ضمنا تصمیم دارم در اسرع وقت یه اسکن از اصل کارت دانشجویی و گواهیناممو بزارم واستون تا دل همتون بسوزه و بدونین چه حالی می ده ادم از اینا داشته باشه

دیگه فعلا حرف خاصی ندارم ..فقط کسایی که به هانیه دسترسی دارن بهش بگن بابا زود بو زود اپدیت کن نمی میری که

زود بو زود براتون می نویسم با اینکه می دونم که باخال نیست اما خوب بخونینی دیگه دل مهندس مملکتو می شکنین پس فردا یه کاره ای می شیم تحویلتون نمی گیریم ها

این اخریرو می خوام ادم واری بنویسم

یادمان باشد از این پس که دگر هیچ خطایی نکنیم

                    گرچه در خود بشکستیم هیچ صدایی نکنیم

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

                    طلب عشق ز هر بی سروپایی نکنیم




نوشته شده توسط ابپت در شنبه 20 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ

Desined By Mohamad + Alireza